|
تموم گلهای قرمز دنیا مال تو و گل های سفید مال من اگه تو فراموشم کردی گلهای قرمزت پرپر بشه و اگه من فراموشت کردم گلهای سفید کفنم بشه...!
عشقت را هرگز بازگو نکن! عشقت را هرگز بازگو نکن! عشقی که هرگز به زبان نیاید مثل نسیم ملایم و ساکت و نامریی می گذرد و همه چیز را بر سرراه خود تکان می دهد من عشقم را به زبان آوردم! و قلبم را برای او گشودم سرد و لرزان با ترسی مرگبار و او رفت... بعدها مسافری بر سر راهش پیدا شد ساکت و نامریی مثل باد و او عشق این مسافر را پذیرفت ... نه هرگز عشقت را بازگو نکن!
گاهی گذشتن از عشق به خاطر معشوق نهایت عاشق بودنه...!
زندگی قصه ی تلخیست که از آغازش بسکه آزرده شدم چشم به پایان دارم...!
خیلی خسته هستم فقط واسم دعا کنید همین!
هر وقت خوب شدم میام قول میدم که زود خوب شم! ...
MERRY CHRISTMAS سلام بچه ها! خوبید؟ وای که چه قدر این دل کوچیکم واسه شما کوچیکتر شده واسه همتون! من رو ببخشید که یه مدت نبودم ولی الانم بازم زیاد نیستم آخه امتحانام شروع شده برام خیلی دعا کنید به امید خدا تموم که شد حسابی به همتون سر میزنم دوستتون دارم همتون عزیزید کریسمس مبارک!
از میان صخره های سخت دلت عبور می کنم تا به زرفای پهناور وجود چون گلت برسم و از باغ لبات یه گل بوسه واسه تنهائیام بچینم و بذارمش روی طاقچه دلتنگیام تا شاید با اشک چشام بخندونمت و خودم توی غم و غصه هات فنا بشم و تو به روی دنیائی که در پیش داری با نبودن گره ای مثل من لبخند بزنی . پس من به فدای یه لبخند و یه بوسه از اون لبات . امضاء یه جان نثار بی نام و نشان ( گولدنی که از اول هم نبود) (نوشته ی دوست خیلی خوبم عماد جان)
عشق و دیوانگی ! در زمانهاي بسيار قديم وقتي هنوز پاي بشر به زمين نرسيده بود، فضيلت ها و تباهي ها دور هم جمع شده بودند، آنها از بی كاری خسته و كسل شده بودند. عشق يعني مستي و ديـــوانگي
سپیده ی عشق: آسمان همچو صفحه ی دل من روشن از جلوه های مهتاب است امشب از خواب خوش گریزانم که خیال تو خوش تر از خواب است خیره بر سایه های وحشی بید می خزم در سکوت بستر خویش باز دنبال نغمه ای دلخواه می نهم سر بروی دفتر خویش
|
About
Home
|